تبليغاتX
طرائف - مجال آن که در این وهم خوش بخوابی نیست

طرائف

ما زنده از آنیم که آرام نگیریم × موجیم که آسودگی ما عدم ماست

اگرچه چشم تو هم آن چنان شرابی نیست
ببخش چشم خمار مرا که آبی نیست!

نفس کشیدم و گل های خانه پژمردند
هوای سینه ی دلمرده آفتابی نیست

نقاب کندم و در خویشتن نظر کردم
که هیچ آینه ای مثل بی نقابی نیست

همیشه...عشق...شبیه حباب می ماند
اگر بجویی هست و اگر بیابی نیست

قبول کن که جهان خواب بوده است اما
مجال آن که در این وهم خوش بخوابی نیست...

مهدی مظاهری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آبان1385ساعت 7:0  توسط سید مهدی موسوی  |