مدتی این مثنوی تاخیر شد
از اظهار لطف همهء دوستان ( و دشمنان عزیز ) ممنونم و از اینکه به علت شلوغی ِ سر گاهی چند دقیقه ای آپ کردن طول می کشه عذر خواهی می کنم.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم × موجیم که آسودگی ما عدم ماست
مدتی این مثنوی تاخیر شد
از اظهار لطف همهء دوستان ( و دشمنان عزیز ) ممنونم و از اینکه به علت شلوغی ِ سر گاهی چند دقیقه ای آپ کردن طول می کشه عذر خواهی می کنم.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سورئاليسم ( Surrealisme )
پس از آنکه دادائيسم با وضع بسيار بدي از ميان رفت گرداندگان آن در سال ۱۹۲۱ به دور« آندره برتون » که خود نيز زماني از دادائيست ها بود گرد آمدند و طرح مکتب جديدي را ريختند. جست وجوي دقيق و علمي واقعيت برتر جايگزين فضاحت و عصيان بي رويه شد و مکتب سوررئاليسم به طور رسمي در سال ۱۹۲۲ تشکيل شد.
ظهور سوررئاليسم ... .
به خاطر درخواست يكي از دوستان كه برايم از غرب نامه نوشته بود، به ديدن دوست عزيز و مشتركمان «سايمون ويهلر» پر حرف رفتم تا احوال يكي از آشنايانش «لئونيداس اسمايلي» را بگيرم. به احتمال زياد ... .

سالک ... فقط در یک صورت بر کهولت پیروز خواهد شد : به خستگی بهایی ندهد و مبارزه را دنبال کند. حتی اگر برای یک لحظه بر این دشمن پیروز شود ... خود ابدیتی است.
دون خوان
( مجموعه آثار ناوال کارلوس کاستاندا / ص : ۲۵ )

بگذار تنها کمی از من بماند که با آن تمامیت ام را تو بخوانم.
بگذار تنها کمی از اراده ام بماند تا شاید تو را در تمامی جوانب ام احساس کنم
و در همه چیز به سوی تو بیایم و عشقم را به هر لحظه ایثارت کنم.
بگذار تنها کمی از من بماند تا پنهان کردنِ تو را نتوانم.
بگذار تنها زنجیری به پایم بماند
تا با آن اراده ات مختارم کند و
منظورت هستی ام را
متجلی-
و آن زنجیرِ
مِهر تو باشد.
رابیندرانات تاگور
toomar.com
اين مکتب در اواخر قرن نوزدهم به وجود آمد. شارل بودلر پيشقدم اين راه شد. در ميان کساني که از بودلر الهام گرفتند و با آثار خود زمينه را براي پيدايش سمبوليسم آماده ساختند پل ورلن، آرتور رمبو و استفان مالارمه از همه مشهورتر هستند. بايد توجه داشت که هرکدام از آنها سبک ويژه اي داشتند ... .
هنگامی که دیگران می ایستادند راه می رفتم و هنگامی که دیگران می خوابیدند بیدار می ماندم ، هنگامی که دیگران صحبت می کردند گوش می دادم و از خوردن یک بستنی شکلاتی چه حظی که نمی بردم!
اگر خداوند تکه ای زندگی به من ارزانی می داشت. قبایی ساده می پوشیدم. نخست به خورشید چشم می دوختم و نه تنها جسمم که روحم را عریان می کردم.
خدایا اگر دل در سینه ام همچنان می تپید نفرتم را بر یخ می نوشتم و طلوع آفتاب را انتظار می کشیدم....
خدایا اگر تکه ای زندگی می داشتم نمی گذاشتم حتی یک روز بگذرد بی آنکه به مردمی که دوستشان دارم نگویم که دوستشان دارم.
گابریل گارسیا مارکز
منبع : Iketab.com
پس به آرشیو / موضوع : ادبیات داستانی نگاهی بیاندازید.
دوست دارم نظرتون رو در مورد این داستان عجیب بدونم.
شباهت این دو کلام باز مرا به یاد « حکمت » قبلی می اندازد : « مغزهای بزرگ مثل هم فکر می کنند. » ( مایکل کرایتون / کنگو / ص ۱۳۱ )
و از شما چه پنهان که مایکل کرایتون هم مرا به یاد ...
ويکتور هوگو با اثر معروف خود "Les Orientales " پايه گذار مکتب هنر براي هنر شد. و هوگو بود که عبارت هنر براي هنر را در محافل ادبي ضمن بحث هاي ادبي به ميان کشيد.
جوانان بسياري دور هوگو جمع شدند و گفتند هنر خدايي است که بايد آن را تنها به خاطر خودش پرستيد و هيچ گونه جنبه مفيد و يا اخلاقي به آن نداد و نبايد چنين تصورهايي از آن داشت.
تئوفيل گوتيه ازجمله اين جوانان بود که پس از چند سال در رأس عده اي که هنر براي هنر را شعار خود کرده بودند قرار گرفت. شاعر ديگر اين مکتب تئودور دو بانويل است.
مکتب پارناس:
در حوالي سال 1860 عده اي از شاعران جوان فرانسه بر ضد رومانتيسم قيام کردند و تحت تأثير مکتب هنر براي هنر محافل ادبي تشکيل دادند. در رأس اين شاعران لوکنت دو ليل قرار داشت. در سال 1866 مجموعه شعري از آثار اين شاعران تحت عنوان (پارناس معاصر) انتشار يافت که سخت مورد توجه قرار گرفت.
و رفته رفته اين شاعران به نام( پارناسين) معروف شدند.
به عقيده پارناسين ها شعر نشانه اي است از روح کسي که احساس هاي خود را خاموش ساخته است. اين گونه شاعر به هيچ وجه نمي خواهد شعرش محتوي اميد و آرزو و خواهشي باشد و فقط براي هنر محض احترام قائل است و به زيبايي شکل و طرز بيان اهميت مي دهد.
اصول مهم اين مکتب به شرح زير است.
1_ کمال شکل، چه از لحاظ بيان و چه از لحاظ برگزيدن کلمه ها.
2_ عدم دخالت احساس ها و عدم توجه به آرمان و هدف.
3_ زيبايي قافيه.
4_ وابستگي به آئين "هنر براي هنر".
منبع : IKetab.com
قیصر امین پور
ناتوراليسم از نظر ادبي بيشتر به تقليد دقيق و موبه موي طبيعت اطلاق مي شود، اين نوع ناتوراليسم دنباله رئاليسم شمرده مي شود و در مفهوم فلسفي به آن رشته از روش هاي فلسفي گفته مي شود که معتقد به قدرت محض طبيعت است و نيروي برتر از طبيعت نمي بيند.
اما به عنوان مکتب ادبي ...